گزارشهای ورزشی افتخار آفرینان

گزارشهای ورزشی افتخار آفرینان" محسن قاسمی، قهرمان کشتی فرنگی جهان پس از دو سال کُما درگذشت"یادش را گرامی میداریمم"

 گزارشهای ورزشی افتخار آفرینان" محسن قاسمی، قهرمان کشتی فرنگی جهان پس از دو سال کُما درگذشت"یادش...

گزارشهای ورزشی افتخار آفرینان

گزارشهای ورزشی افتخار آفرینان" شطرنج جهان": علیرضا فیروزجا" شطرنج‌باز ۱۸ ساله ایرانی"پدیده شطرنج جهان" در سال ۲۰۲۱ شد

گزارشهای ورزشی افتخار آفرینان"  شطرنج جهان":  علیرضا فیروزجا" شطرنج‌باز ۱۸ ساله ایرانی"پدیده...

  •  پیام شاهزاده رضا پهلوی : هشدار به دولت چین

    پیام شاهزاده رضا پهلوی : هشدار به دولت چین" و علی خامنهای نام او در «فهرست بدترین و مستبدترین...

    جمعه, 24 دی 1400 21:16

    Published in اخبار جهان

  •  المپیک زمستانی ۲۰۲۲ چین

    المپیک زمستانی ۲۰۲۲ چین ": هشدار نسبت به دوپینگ ناخواسته با مصرف گوشت در چین"نگرانی در مورد...

    جمعه, 24 دی 1400 20:48

    Published in ورزش

  •  گزارشهای ورزشی افتخار آفرینان

    گزارشهای ورزشی افتخار آفرینان" محسن قاسمی، قهرمان کشتی فرنگی جهان پس از دو سال کُما درگذشت"یادش...

    جمعه, 24 دی 1400 20:35

    Published in ورزش

  •   گزارشهای ورزشی افتخار آفرینان

    گزارشهای ورزشی افتخار آفرینان" دیدار ایران مقابل عراق با حضور زنان در ورزشگاه آزادی" استقلال و...

    جمعه, 24 دی 1400 18:47

    Published in ورزش

  • گزارشهای ورزشی افتخار آفرینان

    گزارشهای ورزشی افتخار آفرینان" شطرنج جهان": علیرضا فیروزجا" شطرنج‌باز ۱۸ ساله ایرانی"پدیده شطرنج...

    جمعه, 24 دی 1400 18:19

    Published in ورزش

  •  استرالیا

    استرالیا": فدراسیون تنیس" لغو ویزای جوکوویچ؛ ستاره تنیس جهان دولت استرالیا دوباره ویزای...

    جمعه, 24 دی 1400 17:53

    Published in ورزش

  • اتحادیه اروپا

    اتحادیه اروپا" آلمان" "دادگاه عالی شهر برلین"جنایت علیه بشریت " آغاز دادگاه جنایتکار...

    جمعه, 24 دی 1400 16:04

    Published in اخبار جهان

در رژیم توتالیتر،”:حکومت ملاها” #نه_به_جمهوری_اسلامی " دیدگاه نویسندگان برون مرز : جنون و تماشا؛" پناه بر «دروغ» حکومت خویشاوندان؛ حلقه هزار فامیل در جمهوری اسلامی§ پاسخ به معترضان بی‌آبی؛ اصفهان شهرکرد "سپاه و «فتح سنگر به سنگر» نهادهای قدرت و ثروت

 در رژیم توتالیتر،”:حکومت ملاها” #نه_به_جمهوری_اسلامی " دیدگاه نویسندگان برون مرز : جنون و تماشا؛"  پناه بر «دروغ»  حکومت خویشاوندان؛ حلقه هزار فامیل در جمهوری اسلامی§ پاسخ به معترضان بی‌آبی؛ اصفهان  شهرکرد "سپاه و «فتح سنگر به سنگر» نهادهای قدرت و ثروت

در رژیم توتالیتر،”:حکومت ملاها” #نه_به_جمهوری_اسلامی"

 

#نه_به_جمهوری_اسلامی​

#نه_به_جمهوری_اسلامی 

 

 کمپین  نه به جمهوری اسلامي 

  طرحی از مانا نیستان

  ---

 پوسترعلی خامنه‌ای ننگ تاریخ  " 

متفرقه

عکس  بدون شرح

  مردان مشنگ خداا

---

کاریکاتور/  کابینه نظامی

کاری از مانا نیستانی

---

کاریکاتور/  اسکوئید گیم ایرانی‌

کاری از مانا نیستانی 

---

  در رژیم توتالیتر،”:حکومت ملاها” #نه_به_جمهوری_اسلامی " دیدگاه نویسندگان برون مرز : جنون و تماشا؛"  پناه بر «دروغ»  حکومت خویشاوندان؛ حلقه هزار فامیل در جمهوری اسلامی§ پاسخ به معترضان بی‌آبی؛ اصفهان  شهرکرد "سپاه و «فتح سنگر به سنگر» نهادهای قدرت و ثروت

جنگ با آسیاب‌های بادی؛ دون‌کیشوت‌های دولت سیزدهم 

---

 پاسخ به معترضان بی‌آبی؛ اصفهان با تحمل، شهرکرد با تهدید، خوزستان با سرکوب 

در حالی‌ که تجمع کشاورزان و جمعی از مردم اصفهان در اعتراض به بی‌آبی وارد پانزدهمین روز شده است، مردم چهارمحال و بختیاری نیز چند روزی است که در اقدامی مشابه، به انتقال آب به استان‌های دیگر از جمله یزد و اصفهان با شعار «این‌جا چهار محاله، بردن آب محاله» اعتراض کردند. در تیرماه ۱۴۰۰، نیز اعتراض گسترده مردم خوزستان به بی‌آبی و طرح‌های انتقال آب پس از یک هفته، با سرکوب شدید شهروندان، خاتمه یافت.

   یادداشتی از نویسنده وتحلیگر داریوش معمار روزنامه‌نگار-ایندیپندنت ‌فارسی :  اگرچه گفته می‌شود اختصاص ندادن حقابه کافی به زاینده‌رود دلیل اعتراض کشاورزان و مردم اصفهان است، بنا به نظر کارشناسان، در حقیقت آنچه امروز در استان‌های اصفهان و چهارمحال و بختیاری می‌گذرد نتیجه نادیده گرفتن هشدارها در مورد اصلاح الگوی مصرف آب در بخش صنعت و کشاورزی و توقف طرح‌های انتقال آب و در یک‌ کلام، مدیریت آب در ایران است.

معضل مدیریت آب در ایران و منافع مافیای آب

مشکل مدیریت مصرف منابع آبی مسئله امروز و دیروز نیست. با آغاز دوران توسعه در ایران و دست بردن کارگزاران در مسیر طبیعی جریان آب‌های روان از طریق سدسازی و احداث پروژه‌های بزرگ صنعتی در فلات مرکزی، محیط‌ زیست و شرایط معمول زندگی ساکنان مناطق گوناگون تغییر کرد.

بهره‌برداری بی‌رویه از منابع آبی زیرزمینی و روان، باعث بروز مشکلاتی از جمله تغییر اقلیم، تغییر آب‌وهوا، خشکسالی، ریزگردها، فرونشست زمین و خشک شدن رودخانه‌ها در نقاط گوناگون ایران شد، موضوعی که کارشناسان از آن با عنوان بحران مدیریت منابع آبی یاد می‌کنند.

چندی قبل در یکی از اتاق‌های رسانه اجتماعی کلاب‌هاوس، برخی کارشناسان محیط‌ زیست به سفر هیئتی ژاپنی به ایران در دوران پهلوی دوم اشاره کردند که این هیئت با بررسی شرایط اقلیمی، هشدار داده بودند که رودخانه‌های ایران توان پذیرش سدهای بزرگ را ندارد و این امر به برهم‌ خوردن نظم اقلیمی و خشکسالی منجر خواهد شد، هشداری که در رقابت منطقه‌ای بر سر توسعه و ایجاد صنایع آب‌بر مانند فولاد و همچنین نادیده گرفتن ضرورت اصلاح الگوی کشت، عملا دیده نشد. جمهوری اسلامی پس از پایان جنگ با شعار سازندگی و توسعه، نه‌ تنها به سدسازی سرعت بخشید، بلکه با احداث پروژه‌های بزرگ فولاد، توسعه صنعت مس و پتروشیمی در مناطقی که تامین آب این پروژه‌ها ممکن نبود، انتقال و برداشت از منابع زیرزمینی آب سبب تغییر گسترده‌ای در نظم اقلیمی شد.

دولت‌ها در ایران از اوایل دهه ۱۳۸۰ متوجه نتایج زیان‌بار اجرای پروژه‌های انتقال آب و سدسازی بی‌رویه در ایران شدند، اما نه‌ تنها برای اصلاح این برنامه گام جدی برداشته نشد که با اعلام برنامه طرح انتقال آب خلیج‌ فارس و خزر به مناطق مرکزی ایران و آغاز دوران پربارشی، تلاش کردند بر تبعات این تصمیم‌ها سرپوش بگذارند. حالا، استانی مانند چهارمحال‌ و بختیاری، که تامین‌کننده ۱۱ درصد آب کشور بوده است، با تبدیل به بیابانی خشک و بی‌آب‌و‌علف فاصله چندانی ندارد؛ همان‌طور که جلگه پر آب خوزستان و رودخانه‌های قابل کشتیرانی و نخلستان‌های گسترده، طبیعت و تالاب‌های این استان عملا از بین رفته و خشک‌ شده‌اند.

اعتراض در خوزستان همراه با سرکوب

چند ماه دیگر، ایران در حالی وارد سال ۱۴۰۱ و قرن جدید می‌شود که مسئله مدیریت مافیایی آب و اثر آن بر زندگی و معیشت مردم خشم عمومی را برانگیخته است و نه آسمان با نظام اسلامی همراه است و نه پروژه‌های انتقال آب به حل مشکلات کمکی کرده‌اند. در ابتدای دهه ۱۳۸۰، سرکوب مردم جنوب خوزستان به‌دلیل اعتراض‌ها به شور شدن آب، آغاز برخورد حکومت با معترضان به این موضوع بود، سرکوبی که با عملی نشدن وعده چند رئیس‌جمهوری برای حل فوری مشکل آب در حضور جمع مردم خوزستان، هرسال به شکلی تکرار شد.

سرکوب مردم معترض «بلداجی» استان چهارمحال‌ و‌ بختیاری که به کشته و زخمی شدن تعدادی از شهروندان منجر شد نیز نمونه دیگری از اعتراض‌های مردمی به حکومت برای اجرای طرح‌های انتقال آب و خشک شدن چشمه‌ها است. اما اعتراض گسترده مردم خوزستان در تیرماه ۱۴۰۰ مشخصا با آگاه شدن جامعه از نقش دولت و حاکمیت در انتقال آب و نتایج فقدان مدیریت صحیح منابع آبی، شکل گرفت.

تابستان امسال، با آغاز بی‌آبی گسترده در ایران، ابتدا مردم سیستان و بلوچستان اعتراض کردند و به‌سرعت این اعتراض‌ها به خوزستان رسید. با رسیدن اعتراض به خوزستان و انتشار تصاویر تلف شدن احشام، صف طولانی مردم تشنه برای دریافت آب و خشک شدن تالاب؛ حکومت شاهد موجی از حضور مردم در خیابان بود، حضوری که به یک هفته درگیری و سرکوب منجر شد.

آنچه در تیرماه ۱۴۰۰ در شهرهای خوزستان رخ داد، تاریخی‌ترین اعتراض مردمی ایران به بی‌آبی و طرح‌های انتقال آب بود. در جریان این وقایع، صدای زن رنج‌کشیده‌ای که بر سر ماموران فریاد زد «چرا تیر می‌ندازی؟» نماد این اعتراض‌ها و پاسخ به آن شد. مردم خوزستان به‌چشم می‌دیدند چگونه رودخانه‌های کارون و کرخه که روزگاری محل تردد کشتی‌ها بودند، خشک شدند. هورالعظیم نیز سرنوشتی همچون کارون داشت و برای مردم خوزستان این قابل‌قبول نبود که منابع آبی هزاران ساله یک کشور طی چند دهه به‌دلیل پروژه‌های انتقال آب، سدسازی و احداث صنایع آب‌بر در نواحی مرکزی مصرف شوند.

اعتراض در اصفهان همراه با تحمل و توزیع غذا

اما درباره اعتراض‌ها و تفاوت برخورد با آن‌ها در مناطق گوناگون ایران، نحوه مدیریت مردم مطابق با منافع مافیای آب نیز قابل‌توجه بود، طرحی که به سرکوب مردم خوزستان، تهدید مردم چهارمحال و بختیاری، تحمل مردم اصفهان و نادیده گرفتن مردم کهگیلویه و بویراحمد منتهی شد.

تصاویر و اخبار منتشرشده از اعتراض مردم اصفهان و نوع پوشش خبری آن در کنار وقایع تیرماه و برخورد با مردم خوزستان نشان می‌دهد که مدیریت‌کنندگان توزیع آب در ایران ترجیح می‌دهند در خوزستان با اسلحه و در اصفهان با تحمل، این وضع را مدیریت کنند. تصاویر دیگ‌های بزرگ پخت غذا برای معترضان، برنامه‌ریزی شعارها و تبلیغ گسترده آن در همه شبکه‌ها و رسانه‌های نزدیک به حکومت این تصور را تقویت می‌کند.

فرضیه دیگر این است که بعد از وقایع خوزستان، حکومت آگاه شده است که توان رفع مشکل کم‌آبی را با برخورد سخت ندارد، از سویی امکان مدیریت منافع منتفعان وابسته به خود را نیز در موضوع آب ندارد. بنابراین، تلاش می‌کند برخی تجمع‌ها را برگزار و مدیریت کند تا از این طری خشم عمومی تخلیه و کنترل شود. با ‌وجود این، برخی فعالان منطقه‌ای و کانال‌های خبری اصفهان که حامی دولت ابراهیم رئیسی‌اند، در مورد گسترش آنی اعتراض‌ها و فوران خشم مردم در مناطق دیگر مطالب متعددی نوشتند.

اعتراض مردم چهارمحال همراه با تهدید

آغاز اعتراض مردم شهرکرد به مسئله کم‌آبی و انتقال آب در اول آذر نیز باعث بحرانی‌تر شدن دامنه این مسائل در روزهای گذشته شد. در حالی‌ که کارشناسان می‌گویند نبود آب پشت سد زاینده‌رود، امکان تامین آب برای این رودخانه را مگر از طریق انتقال از سرشاخه‌ها ناممکن کرده، طبیعی است که تقابل میان معترضان اصفهانی و شهرکردی رخ دهد. نکته مهم اعتراض شهرکرد وقتی بود که عده‌ای معترضان را حامی کلیت نظام و رهبری معرفی کردند و مردم خشمگین حرف آن‌ها را رد کردند. مردم تلاش کردند حکومت را متوجه این موضوع کنند که می‌دانند مقصر اصلی در ایجاد وضع فعلی، صنایع و بهره‌برداران وابسته به ایشان و همان مافیای آب است.

مسئله آب در ایران بیش از همیشه نیازمند اقدامی اساسی با رویکردی علمی و ملی به‌جای منطقه‌ای و مافیایی است که با توقف پروژه‌های انتقال آب، توسعه صنایع آب‌بر در نواحی مرکزی و اصلاح شیوه کشاورزی و کشت، از بحرانی‌تر شدن شرایط پیشگیری کند. هرچند در این سال‌ها، تخریب طبیعت و اقلیم‌ سبب شده است نتایج برخی اقدام‌ها ‌برگشت‌ناپذیر باشند و توقف بخشی دیگر از طرح‌ها نیز با توجه ‌به منافع آن برای حکومت، ممکن نباشد.

---

 حکومت خویشاوندان؛ حلقه هزار فامیل در جمهوری اسلامی

این روزها از ابراهیم رئیسی، خانواده و نزدیکانش به دلیل انتصاب‌های رانتی و سفارشی فامیل، بستگان و آشنایان انتقاد می‌شود؛ موضوعی که باعث شده است برای مجموعه همراهان او عنوان «دولت خویشاوندان و دامادها» را انتخاب کنند.

   یادداشتی از نویسنده وتحلیگر داریوش معمار روزنامه‌نگار-ایندیپندنت ‌فارسی : عزل و نصب‌های رانتی و فامیلی از اواخر «دولت سازندگی» و زمانی که فضای سیاسی ایران کمی برای انتقاد و افشاگری باز شد، ابتدا در محافل سیاسی و امنیتی و سپس در رسانه‌ها موضوع بحث شد. در گذر زمان، هرچه «حلقه خودی‌های نظام» تنگ‌تر می‌شد، برخی «صاحب‌منصبان اتوبوسی»، «آقازاده‌ها» و «ژن‌های خوب» به آن وارد و از آن خارج و بعضی در این حلقه ماندگار شدند.

بسیاری اعتقاد دارند نگاهی به نسبت‌های خویشاوندی درون نظام جمهوری اسلامی ایران روشنگر ساختار «حلقه هزار فامیل» است که در ۴۰ سال گذشته، هر دوره بسته به نزدیکی‌ آن‌ها با «هسته سخت قدرت»، صاحب موقعیت، فرصت و رانت‌های فراوان شده‌اند.

در این گزارش به نام و سوابق بخشی از حلقه فامیلی شکل گرفته از بستگان و نزدیکان رهبر جمهوری اسلامی ایران و روسای‌جمهور اشاره شده است.

هزار فامیل علی خامنه‌ای در نظام

روابط فامیلی رهبر فعلی جمهوری اسلامی ایران و سایر چهره‌های متنفذ سیاسی در ایران و رانت وابستگان سببی و نسبی آن‌ها درون حکومت و دولت‌ها، بارها موضوع گزارش‌های مختلف بوده است؛ روابطی که در مورد علی حسینی خامنه‌ای به‌صورت خلاصه می‌توان به شرح زیر توضیح داد:

مصباح‌الهدی باقری کنی، داماد علی خامنه‌ای و همسر هدی خامنه‌ای، عضو هیئت‌علمی دانشکده معارف اسلامی و مدیریت دانشگاه امام صادق و قائم‌مقام این دانشکده و فرزند محمدباقر کنی، عضو هیئت امنای دانشگاه امام صادق و برادرزاده مهدوی کنی، رئیس پیشین مجلس خبرگان رهبری و برادر علی باقری کنی عضو فعلی تیم مذاکره‌کننده هسته‌ای است. خانواده کنی چند دهه رئیس و عهده‌دار امور دانشگاه امام صادق و بسیاری از مناسب مهم حکومتی بودند و از این جهت نسبت آن‌ها به‌خصوص در سال‌های اخیر با احمد علم‌الهدی، پدر همسر ابراهیم رئیسی و امام جمعه مشهد که عضو موثر هیئت امنای دانشگاه پس از درگذشت مهدوی کنی بوده است، روشن می‌شود.

سوسن خرازی، عروس علی خامنه‌ای و همسر مسعود خامنه‌ای، دختر محسن خرازی، از روحانیون باسابقه و خواهر صادق خرازی معاون سابق وزارت امور خارجه و کلکسیونر اشیاء عتیقه، رئیس حزب ندای ایرانیان، شریک ایروانی، رئیس گروه قطعه‌ساز اعظام و پدر همسر نوه روح‌الله خمینی (برادرزاده محمد خاتمی) و محمدباقر خرازی از شاگردان مصباح یزدی و دبیرکل حزب‌الله ایران و برادرزاده کمال خرازی، وزیر سابق امور خارجه جمهوری اسلامی است.

زهرا حدادعادل، عروس علی خامنه‌ای و همسر مجتبی خامنه‌ای، دختر غلامعلی حدادعادل، عضو مجمع تشخیص مصلحت نظام، رئیس سابق مجلس و رئیس فرهنگستان زبان و ادب فارسی است. مادرش طیبه ماهروزاده، مشاور وزیر علوم، دانشیار دانشگاه الزهرا، مدیر پژوهشکده مطالعات زنان، موسس دبیرستان دخترانه فرهنگ است. برادرش فریدالدین حدادعادل دانش‌آموخته دانشگاه امام صادق، رئیس شورای سیاست‌گذاری نشریه همشهری، از اعضای شورای اندیشه‌ورزی شبکه سوم سیما، عضو هیئت‌مدیره ۱۲ شرکت و موسسه از جمله تهران تایمز، خبرگزاری مهر و جام‌جم و پسرخاله علی فروغی، رئیس شبکه سوم سیما است. عموی او مجید حدادعادل، سرپرست سابق استانداری کرمانشاه بوده است. شوهرخواهر زهرا حداد عادل، روح‌الله رحمانی، متولد آمریکا و مدیرکل نوآوری و توسعه ایرانسل است.

مصطفی خامنه‌ای نیز با دختر عزیزالله خوشبخت، از روحانیون بانفوذ اصولگرا که در سال ۹۱ در سن ۸۶ سالگی درگذشت، ازدواج کرده است. او در کنار مصباح یزدی جزو چهره‌های متنفذ اصولگرا و نزدیک به مجتبی خامنه‌ای و سپاه بود.

میثم خامنه‌ای داماد محمود لولاچیان از تجار سرشناس بازار تهران است. مادر همسر او سیده عزت خاموشی، موسس مدارس اسلامی و غیرانتفاعی نرگس بود که در اثر کرونا درگذشت.

بشری دختر دیگر علی خامنه‌ای نیز همسر محمدجواد محمدی گلپایگانی، فرزند محمد محمدی گلپایگانی، رئیس‌دفتر رهبر جمهوری اسلامی است که در بسیاری وقایع سه دهه اخیر، به‌خصوص سرکوب بهائیان و مصادره اموال ایشان در ایران نقش جدی داشته است.

در میان خویشاوندان همسر علی خامنه‌ای خانم خجسته، تنها حسن خجسته باقرزاده شناخته شده است و مناسب و وضعیت دیگر اقوام او جایی روشن نشده و خود او نیز کمتر در محافل حاضر می‌شود و تصویری از او در دسترس نیست. حسن خجسته پیش‌تر معاون صدا و نظارت و برنامه‌ریزی رادیو و تلویزیون بود و بعد نایب‌رئیس اتحادیه رادیو تلویزیون‌های آسیا و اقیانوسیه شد و در دوره‌ای به گمان جاسوسی برای اسرائیل از مناصب حکومتی کنار گذاشته شد.

از میان برادران علی خامنه‌ای، برادر بزرگ او محمد از تدوین‌کنندگان پیش‌نویس قانون اساسی است که سابقا عضو خبرگان رهبری بود و سابقه نمایندگی مجلس دارد و در حال حاضر رئیس بنیادهای ایران‌شناسی و حکمت صدرا است. هادی، برادر دیگر رهبر جمهوری اسلامی ایران، از چهره‌های شناخته شده سیاسی است که چند دوره نماینده مجلس بوده و خط سیاسی او با علی خامنه‌ای متفاوت است. برادر دیگر خامنه‌ای مسئول هیئت‌های رسیدگی به تخلفات وزارت نفت است. در خصوص فعالیت اعضای خانواده و فرزندان و وابستگان برادران رهبر جمهوری اسلامی اطلاعاتی در دست نیست.

شبکه خویشاوندان صاحب نفوذ از خانواده روح‌الله خمینی تا هاشمی و خاتمی

«شبکه خویشاوندان صاحب‌نفوذ» و منصب در حکومت اسلامی تنها به دفتر رهبر فعلی جمهوری اسلامی ایران محدود نیست. حاصل وصلت خانواده هاشمیان و صدوقی در رفسنجان و یزد، نسبت فامیلی علی‌اکبر هاشمی رفسنجانی و سید محمد خاتمی است. نسبتی که یکی را در مقام دایی پدری و دیگری را در مقام دایی مادری در خانواده هاشمیان قرار داد. ازدواج دختران هاشمی با پسران لاهوتی و حضور فائزه هاشمی در حزب کارگزاران و فاطمه هاشمی در حزب اعتدال و توسعه نیز بخش دیگری از تداوم این نسبت‌ها و مناصب درون نظام است.

ریاست محمد هاشمی، برادر علی‌اکبر هاشمی رفسنجانی بر صدا سیمای جمهوری اسلامی، حضور سیاسی محسن هاشمی، فرزند بزرگ او در مناصب رئیس دفتر رئیس‌جمهوری و رئیس دفتر رئیس تشخیص مصلحت نظام، رئیس بازرسی نهاد ریاست‌جمهوری و رئیس شورای شهر تهران، فعالیت یاسر هاشمی رفسنجانی در مجمع تشخیص مصلحت نظام و دانشگاه آزاد اسلامی و حضور مهدی هاشمی در مقام رئیس سازمان بهینه‌سازی سوخت و مسئولیت کارزار تبلیغات هاشمی در نهمین دوره انتخابات ریاست‌جمهوری بخشی دیگر از نسبت‌های خانواده دومین چهره بانفوذ نظام پس از رهبر فعلی جمهوری اسلامی ایران تا زمان درگذشتش است که تاکنون روشن شده است.

در شبکه خویشاوندان نظام ازدواجاحمد خمینی و محمد خاتمی با دو دخترخاله، خانواده خمینی و خاتمی را به هم نزدیک کرد. همچنین ازدواج محمدرضا خاتمی، نایب‌رئیس سابق مجلس و برادر سید محمد خاتمی، با زهرا اشراقی، نوه روح‌الله خمینی و شهاب‌الدین اشراقی، رئیس‌ دفتر روح‌الله خمینی، پایه این رابطه را محکم‌تر کرد.

ازدواج یاسر، پسر احمد خمینی با دختر محمد صدر، فرزند پسرخاله محمد خاتمی روابط را گسترده‌تر کرد و در نهایت ازدواج نوه‌های دختری زهرا مصطفوی، دختر روح‌الله خمینی، با پسر محسن رضایی و پسر جلال‌الدین طاهری، امام‌جمعه سابق اصفهان، بخش دیگری از نسبت‌های فامیلی درون نظام شد.

ازدواج دختران سید هاشم رسول محلاتی، عضو مهم دفتر رهبری جمهوری اسلامی در دوران روح‌الله خمینی و علی خامنه‌ای و استاد دانشگاه امام صادق با علی‌اکبر ناطق نوری، رئیس سابق مجلس، عباس آخوندی، وزیر مسکن سابق دولت هاشمی و روحانی و سید محمدعلی شهیدی محلاتی، رئیس سابق بنیاد شهید، از دیگر ازدواج‌های فامیلی درون نظام است.

محمود احمدی‌نژاد و حسن روحانی، نسل سوم بستگان و وابستگان نظام

محمود احمدی‌نژاد و حسن روحانی در این میان تنها روسای‌جمهوری‌اند که نسبت فامیلی درون نظام ندارند اما آن‌ها هم مانند دیگر سران نظام پس از رسیدن به قدرت، خانواده و بستگان نزدیک خود را از سفره انقلاب بی‌بهره نگذاشتند و نسل سوم بستگان و وابستگان نظام به واسطه آنان به حلقه خودی‌ها وارد شدند.

از زمان ریاست یزدی بر قوه قضاییه تا امروز، همین‌طور در دولت‌های سازندگی، پاک‌دستان، اعتدال و فسادستیز بیشترین توجه به این نسبت‌های فامیلی در خصوص نقش این خویشاوندان، بستگان و وابستگان در پرونده‌های فساد از کارچاق‌کنی و دلالی تا فساد اقتصادی و سیاسی است که هر روز فاش شدنشان را شاهدیم.

پرونده‌های بزرگ فساد در صنایع فولاد، دارو، خودروسازی و قطعات، پتروشیمی و نفت، صندوق‌های بازنشستگی، بانک‌ها و ارز، بنیاد شهید، آستان قدس رضوی، ستاد اجرایی فرمان امام، بنیاد مستضعفان و سازمان خصوصی‌سازی و معرفی صدها نفر برای تصدی سمت مدیرعاملی و صندلی هیئت‌مدیره شرکت‌های دولتی و خصولتی یا دریافت تسهیلات، زمین و املاک مصادره‌ای و دولتی هرکدام به شاه‌کلیدی ختم شده‌اند که نام یکی از فرزندان، خویشاوندان، دوستان و وابستگان و سفارش‌شدگان مقام‌ها را بر پیشانی دارد.

در دولت محمود احمدی‌نژاد که با شعار مبارزه با فامیل‌بازی روی کار آمد، در دوره نخست ریاست‌جمهوری، داوود احمدی‌نژاد، برادر بزرگ او، به سمت رئیس بازرسی ویژه رئیس‌جمهوری منصوب شد و پروین احمدی‌نژاد، خواهرش، معاون مرکز زنان ریاست‌جمهوری شد. همچنین مسعود زریبافان، باجناق رئیس‌جمهوری، در ابتدای کار به‌عنوان دبیر هیئت دولت انتخاب شد. مهدی خورشیدی آزاد، داماد احمدی‌نژاد،هم دبیر شورای مشاوران رئیس‌جمهوری و رئیس سازمان ملی استاندارد شد. او بعدتر به همراه داود احمدی‌نژاد، علیه حمید بقایی و اسفندیار رحیم مشایی با عنوان جریان انحرافی افشاگری کرد.

گفته می‌شد مهدی احمدی‌نژاد، پسر رئیس‌جمهوری و داماد اسفندیار رحیم مشایی، نیز بدون اینکه حکمی به نامش بخورد، در بازرسی نهاد ریاست‌جمهوری فعالیت می‌کرد. حمیدرضا افراشته، داماد پروین احمدی‌نژاد، هم از همراهان نزدیک اسفندیار رحیم مشایی در نهاد ریاست‌جمهوری و معاون امور استان‌ها شد.

دولت اعتدال و امید روحانی، پس از دولت پاک‌دستان با پرونده‌های فساد «ارز جهانگیری»، «فساد صندوق ذخیره فرهنگیان» که از دوران دولت قبل آغاز و در دولت او تداوم یافت، «فساد واردات خودرو»، «فساد هفت‌تپه»، فساد «دلالی و کارچاق‌کنی بستگان»، «واردات دارو»، «شهرک‌های باستی‌هیلز و کلارک» و «هلدینگ خاور» نمونه‌هایی مشهور را در خاطر ثبت کرد.

در همین زمان، فساد گسترده و انتصاب‌های رانتی و فامیلی در هلدینگ‌های بزرگی مانند شستا، شستان، غدیر، هلدینگ دارویی ستاد اجرایی فرمان امام و هلدینگ سرمایه‌گذاری آستان قدس رضوی نیز در کنار «فساد بازار ایران مال»، «بانک آینده» و… با هماهنگی دولت رسمی و دولت در سایه (مجموعه سازمان‌ها و موسسات زیر نظر رهبری) همه رکوردهای قبل از خود را جابه‌جا کردند.

انواع انتصاب‌های منجر به فساد در دولت‌ها و درون ساختار تاریکخانه جمهوری اسلامی ایران را به‌ این‌ ترتیب می‌توان تقسیم‌بندی کرد: «انتصاب بستگان درجه ۱ و وابسته در مناصب مهم دولتی و حکومتی، دسترسی فرزندان و وابستگان نظام به رانت‌های اطلاعاتی و فرصت کارچاق‌کنی برای اشخاص و گروه‌ها، انتصاب رانتی افراد نزدیک به لحاظ سیاسی در مناصب حساس و تلاش برای یکدست کردن فضای اجرایی و مدیریتی کشور، سفارش‌پذیری از افراد صاحب‌نفوذ برای دریافت امتیازها، رانت بهره‌گیری از منابع مالی و اقتصادی حکومتی و دولتی.»

به پشتوانه همین ارتباطات درهم‌تنیده، اگر بخواهیم رد انتصاب‌های فامیلی در حکومت و دولت‌ها را بگیریم، کمتر مسئولی را می‌توانیم بیابیم که به یکی از این روابط نسبی و سببی نزدیک یا وابسته نباشد. هرچند برای حسن روحانی ارتباطات مستقیم برخی افراد با خود او بود که بیشترین حواشی را ایجاد کرد. به‌طوری که دولت روحانی را یکی از شلوغ‌ترین دولت‌ها در انتصاب‌های فامیلی می‌دانند.

حاصل این انتصاب‌ها وقتی روشن شد که میان درگیری قالیباف و روحانی، رانت و فساد پسر و همسر قالیباف افشا شد و نتیجه آن افشا شدن فساد حسین فریدون برادر روحانی و برادر جهانگیری شد. در همین زمان اگر پادرمیانی رهبر جمهوری اسلامی ایران نبود، چه‌بسا فساد حلقه فامیل و نزدیکان رئیسی نیز حداقل چهار سال زودتر افشا می‌شد.

در دولت روحانی میان خویشاوندان او تا امروز این نام‌ها افشا و حاشیه‌ساز شده‌اند: حسین فریدون (برادر روحانی)، اسماعیل سماوی (خواهرزاده روحانی)، غلامعلی خوشرو (پدر داماد حسین فریدون)، عبدالحسین فریدون (پسرعموی روحانی)، اسماعیل نجار (پسرعموی شوهرخواهر روحانی) و کامبیز مهدی‌زاده (داماد روحانی). اگرچه علی‌اصغر مونسان، وزیر میراث‌ فرهنگی و گردشگری، علی‌اصغر پیوندی (رئیس سابق هلال‌احمر) و طاهره قیومی نیز به ادعای رسانه‌ها در لیست بستگان روحانی‌اند که خود این موضوع را رد کرده‌اند.

دولت خویشاوندان و دامادها، پدیده مقدادیسم

آنچه انتصاب‌های فامیلی دولت «فساد ستیز» رئیسی را از زمان انتخابات به نقطه اشتراک منتقدان و موافقان او تبدیل کرده، تاثیر بسزا و انکارناپذیر همسر و برادرزن‌های او در ستاد انتخاباتی‌اش بوده است.

فرزندان علم‌الهدی از زمان تشکیل ستاد رئیسی در انتخاب اعضای این مجموعه چنان نفوذی داشتند که برخی گروه‌ها و چهره‌های سیاسی اصولگرا به این جمع‌بندی رسیدند که تصمیم‌گیرنده اصلی ستاد نه رئیسی که خانواده علم‌الهدی‌اند. وقتی به روزهای انتخاب کابینه رسیدیم نیز برخی انتخاب‌ها نشان از تداوم این نفوذ داشت؛ نکته‌ای که خلاف تمام وعده‌ها و سخنان رئیس دولت فساد‌ستیز بود.

رئیسی به‌عنوان یکی از برنامه‌های فسادستیزی در دولتش وعده داده بود به‌محض پیروزی در انتخابات، سامانه معرفی مدیران را راه‌اندازی می‌کند تا شایسته‌سالاری به‌جای فامیل‌بازی و رانت و کارچاق‌کنی شکلی عینی به خود بگیرد. سامانه‌ای که راه‌اندازی شد اما در عمل، وقتی روز معرفی کابینه و انتصاب مدیران و استانداران رسید، آنچه محقق شد انتصاب‌های سفارشی، رانتی و فامیلی بود؛ تا آنجا که حالا «دولت دامادها و خویشاوندان» نام دیگر دولت سیزدهم است.

البته بر اساس قول و قرارها، نزدیکان نسبی و سببی رئیسی تا امروز سمت اجرایی نگرفته‌اند اما هیچ انتصابی در دولت رئیسی بدون نظر خویشاوندان و رانت آن‌ها انجام نشده است و این افراد در نقش دلال سمت‌ها، به نسبت دولت‌های قبل، نقشی بی‌سابقه بازی کرده‌اند. اخباری که از انتصاب فرزندان چهره‌هایی همچون صفارهرندی و لاله افتخاری منتشر شده و منصوب شدن نزدیکان همسر رئیسی و سفارش‌شدگان پسر علم‌الهدی و همراهان مخبر و فامیل نزدیک وزرا، همچنین تقسیم مناصب میان رفقای رئیسی (کاندیدهای پوششی) نشان از سونامی انتصاب‌های رانتی، سفارشی و خویشاوندی در این دولت دارد.

درحالی که بیشتر خبرگزاری‌های اصولگرا و دولتی از انتصاب‌های فامیلی در دولت سیزدهم دفاع کرده‌اند، احمد بیغش، نماینده فعلی مجلس، در انتقاد به ابراهیم رئیسی گفته است که دولت او به پدیده «مقدادیسم» مشابه پدیده «آشناییسم» در دولت روحانی دچار است. اشاره او به نقش مقداد نیلی، داماد ابراهیم رئیسی، و خانواده رئیس‌جمهوری در انتصاب‌ها است. بیغش همچنین به انتصاب پرتعداد فارغ‌التحصیلان دانشگاه امام صادق در مناصب نقد داشته است؛ محلی که همه اختیارات آن برعهده خانواده و وابستگان نزدیک رهبر جمهوری اسلامی ایران و رئیسی است.

مقداد نیلی، همسر ریحانه‌سادات رئیسی و داماد رئیس‌جمهوری، است که در انتصابات دولت نقش کلیدی دارد. مقداد چنان مورداعتماد رئیسی است که در زمان تشکیل کابینه گفته می‌شد رئیس دفتر رئیس‌جمهوری خواهد بود. او عضو هیئت‌مدیره موسسه فرهنگی قرآن و عترت مکتب امام رضا است؛ موسسه‌ای که از دیگر اعضای هیئت‌مدیره‌اش می‌توان به همسر ابراهیم رئیسی و دختر او اشاره کرد.

مقداد سابقه سردبیری رجا نیوز را هم در کارنامه دارد؛ سمتی که برادرش، میثم نیلی، مدیرمسئول رجا نیوز، به او سپرده بود. شاید دلیل حمایت سردبیر روزنامه جوان و برخی رسانه‌های اصولگرا از انتصاب‌های فامیلی در دولت رئیسی را هم بتوان در حضور کلیدی مقداد نیلی در دولت درک کرد. به‌ این‌ ترتیب بوده که عبدالله گنجی، مدیرمسئول روزنامه جوان، وابسته به سپاه و از منتقدان جدی انتصاب‌های فامیلی دولت قبل، در سرمقاله‌ای انتصاب‌های فامیلی و نفوذ خویشاوندان در دولت رئیسی را طبیعی خوانده و نوشته است: «سوال اساسی این است که اگر فردی توانمند و قابل نزدیکانی در درون حکومت دارد، چه باید بکند؟»

گنجی گفته است: «از لپ‌لپ بیرون نیامده‌ایم که پیشینه همدیگر را نشناسیم.»

مدیرمسئول رجا نیوز و برادر داماد ابراهیم رئیسی که در ماه گذشته حمله تند او به صافی گلپایگانی خبرساز شده بود، دیگر فامیل حاشیه‌ساز و موثر رئیس‌جمهوری در انتصاب‌های دولت است. حملات میثم نیلی به یک‌یک مراجع تقلید سبب شد بسیاری از چهره‌های اصولگرا و روحانیون شاخص ایران به‌قصد دلجویی به دیدار این روحانی شیعه بروند. نیلی در روزهای گذشته به عضویت هیئت‌امنای بنیاد فارابی و همچنین خبرگزاری جمهوری اسلامی(ایرنا) درآمد.

از دیگر انتصاب‌های خبرساز در کابینه رئیسی، منصوب شدن انسیه خزعلی به سمت معاون امور زنان و خانواده ریاست‌جمهوری بود. انیسه خزعلی، فرزند ابوالقاسم خزعلی، از نزدیک‌ترین همفکران علم‌الهدی است. گفته می‌شود ارتباط نزدیک و قدیمی انیسه خزعلی با همسر رئیسی و نزدیکی دیدگاه‌های آنان در خصوص حقوق بانوان سبب شده است که او به این سمت منصوب شود.

انتصاب داماد وزیر بهداشت و درمان دولت رئیسی با نام مستعار در سمت مشاور وزیر، انتصاب سه برادرزن وزیر کشاورزی در سمت‌های مختلف، انتصاب دختر یکی از نمایندگان حامی رئیسی در وزارت کشاورزی، استخدام دختر نماینده گرگان و از حامیان رئیسی در وزارت نفت، منصوب شدن حسین عامری، فرزند لاله افتخاری، نماینده حامی رئیسی، به‌عنوان سرپرست موسسه صندوق حمایت بازنشستگی کارکنان فولاد تنها بخش افشا شده از انتصاب‌های فامیلی، رانتی و سفارشی در دولت فعلی‌اند. این در حالی است که بسیاری از رسانه‌ها در ایران از جمله رسانه‌های اصولگرا ترجیح داده‌اند اسامی دیگر وابستگان فامیلی و رانتی سمت گرفته در دولت فسادستیز را منتشر نکنند و به دادن کدهای اخطار بسنده کنند.

با اعتراض نمایندگان مجلس به خویشاوندسالاری در نامه‌ای به دولت و اشاره صریح ابراهیم رئیسی به این موضوع در جلسه هیئت دولت، می‌توان اطمینان داشت آنچه در مورد «دولت دامادها و خویشاوندان» گفته می‌شود احتمالا ابعاد وسیع‌تری دارد. روزنامه کیهان نیز بدون اسم بردن از منصوب‌شدگان در این‌ خصوص نوشته است: «انتصاب منسوبان و نزدیکان حتی اگر از نظر قانون و شرع مشکل نداشته باشد، بی‌شک هزینه و حوصله دولت و مردم را صرف پاسخگویی به بهانه‌گیرانی می‌کند که چیزی برای باختن ندارند.»

ناتوانی دولت رئیسی در تحقق وعده‌ها و مدیریت شرایط بحرانی اقتصادی سبب شده است تا بسیاری از حامیان او خیلی سریع‌تر از آنچه پیش‌بینی می‌شد، فاصله گرفتن از دولت را آغاز کنند. همچنین محروم ماندن از سفره غنائم رقابتی که با حکم رهبری به نفع رئیسی پایان یافت، تعدادی دیگر از حامیان رئیس‌جمهوری را در صف منتقدانش جا داده است.

ماه عسل اصولگرایان و رئیسی زودتر از موعد به پایان خود نزدیک شده و حالا زمان آن است که برای وعده‌های عملی نشده و سهم‌های داده نشده سهم‌خواهی شود؛ سهم‌خواهی‌هایی که گام نخست آن ظاهرا افشای روابط فامیلی، رانتی و نام کارچاق‌کن‌ها، دلال‌ها و واسطه‌های سمت و مقام در «دولت خویشاوندان و دامادها» است.

---

دیدگاه کاربران

مستعان ۱۱۰

به نظرم اصطلاح خر تو خر بیشتر مناسب این وضعیت هست تا حلقه هزار فامیل چون واژه خر تو خر هم اشاره به وضعیت موجود داره هم ماهیت افراد حاضر در این وضعیت رو هم نشون میده

 شمروس 

حالا که تمام شغل های دولتی و خصوصی با حقوق بالا به آخوندهای بازاری سپاهی قاتل داده شده است و مملکت دچار کمبود شغل با در آمد بالا برای بقیه مزدوران کیسه کش و پاچه لیس شده است سپاه رو به شغل جدید رخت خواب پهن کنی در سایر کشورها افتاد و وظیفه خانم پری بلنده را در این راستا به زینب سلیمانی داده و بودجه لازم برای سرمایه‌گذاری را از سفره مردم ایران تامین کرده است باشد که با ایجاد مراکز عفاف در دانشگاه های ایران و بچه های بدنیا آمده از بردگان ایرانی تحت امر سپاه پاسداران اشغالگر این بچه ها به کشورهای لبنان و عراق و سوریه جهت بچه بازی در مراکز عفاف برده شوند تا در آمد حاصل از آن نیز به جیب آخوندهای برده فروش ،قریشی اصل در حوزه قم برود مبارک باشد شغل های رو نما و علنی شده شده مثل بچه بازی در حکومت اسلامی آخوندی فاشیست اشغالگر در ایران منتظر انقلاب خونین این بردگان ایرانی باش آخوند جنایتکار 

----

سپاه و «فتح سنگر به سنگر» نهادهای قدرت و ثروت

ابراهیم رئیسی با وعده شایسته‌سالاری و تشکیل دولت فراجناحی آمد، اما در نهایت کابینه‌ای چید از تفنگداران.

    یادداشتی از نویسنده رویا ملکی/ رادیو فردا- رئیسی که در روز تنفیذ مهم‌ترین دغدغه‌اش نبوسیدن دستِ، به‌گفتۀ خودش، «آقا»یش بود، حالا همۀ مردان مورد تأیید رهبر جمهوری اسلامی را در کابینه سیزدهم گرد هم آورده است؛ وزیرانی‌ عمدتاً از میان فرماندهان فعلی یا پیشین سپاه؛ همان‌هایی که «به دعوت آیت‌الله خامنه‌ای لبیک گفتند و وارد میدان شدند».

این نظامیان کت‌وشلوارپوش ابتدا به‌دنبال فتح سنگر اول قوه مجریه بودند، اما در نهایت غنیمت‌شان از جنگ قدرت شد صندلی در کابینه و مقام در دولت.

رستم قاسمی یکی از آن‌هاست؛ مردی که چهل سال حضور در سپاه را در کارنامه‌اش دارد، از فرماندهی قرارگاه سازندگی خاتم‌الانبیا تا معاونت اقتصادی نیروی قدس سپاه. حالا او وزیر راه و شهرسازی است؛ فرماندهی که گویی خودش هم تا آخرین لحظه نمی‌دانست مهره‌چین این بازی کدام خانهٔ شطرنج قدرت را برایش کنار گذاشته است اما نه تنها او که حتی شخص رئیس کابینه هم نام وزارتخانه پیشنهادی‌اش به او را به‌درستی نمی‌دانست.

نام رستم قاسمی نه تنها به سپاه که به یک دکل نفتی گم‌شده هم گره خورده است. پرونده اختلاس دو میلیارد و سیصد میلیون یورویی بابک زنجانی در دوره قبلی وزارت او اتفاق افتاد؛ زمانی که وزیر نفت محمود احمدی‌نژاد بود. اما ابراهیم رئیسی، که به‌گفتهٔ خودش آمده تا با فساد مبارزه کند، چشمش را روی یک دکل نفتی بست.

یکی دیگر از چهره‌های سپاهی حاضر در کابینه احمد وحیدی است؛ نخستین فرمانده نیروی قدس سپاه و وزیر کشور فعلی؛ کسی که به اتهام دست داشتن در انفجار مرکز همیاری یهودیان در آرژانتین سال‌هاست تحت تعقیب پلیس بین‌الملل است.

وزارت اطلاعات ابراهیم رئیسی هم سهم اسماعیل خطیب شد، از پیشگامان در اطلاعات سپاه و هسته اولیه این نهاد امنیتی؛ یک روحانی تندرو نزدیک به علی خامنه‌ای.

این روند تنها به وزارتخانه‌های حساس یا امنیتی محدود نماند؛ ریاست عالی میراث فرهنگی، گردشگری و صنایع دستی هم به یکی دیگر از نیروهای باسابقه و قدیمی سپاه و از دانشجویان خط امام رسید: عزت‌الله ضرغامی؛ یک یار انقلابی که آن‌روزها پایش روی دیوار سفارت آمریکا بود و این روزها چشمش به شاخ‌های اینستاگرامی است.

دستگاه دیپلماسی هم از حضور سپاهیان در امان نماند. وزارت امور خارجه در ید حسین امیرعبداللهیان، از نیروهای نزدیک به قاسم سلیمانی و نیروی قدس سپاه پاسداران است؛ چهره مورد اعتماد رهبر جمهوری اسلامی و سردمدار ارجحیت دادن به «میدان».

حتی دو نهاد متولی آموزش،‌ یعنی وزارت بهداشت و درمان و وزارت علوم هم به دو سپاهی رسید: بهرام عین‌اللهی و محمدعلی زلفی‌گل.

جواد اوجی، وزیر نفت، هم گرچه خود رخت سپاه بر تن نداشته اما به‌روشنی دل در گرو این نهاد نظامی امنیتی دارد و نهاد تحت مدیریتش مالامال از فرماندهان و نیروهای امنیتی یا به‌قولی سربازان گمنام است، از روابط عمومی وزارت نفت گرفته تا معاونت حقوقی و بودجه.

کار به جایی رسید که دست‌اندازی سپاه بر دولت حتی تا وزارت ورزش هم کشیده شد. حالا سؤال این است هیئت دولت کابینه‌ای است مملو از نظامیان یا واحدی نظامی است که به حکومت‌داری مشغول شده است؟

وزارت دفاع و پشتیبانی را شاید بتوان تنها نهادی قلمداد کرد که سپردن سکانش به نظامیان عجیب نیست؛ نهادی که در کابینه ابراهیم رئیسی، این بار نه به یک سپاهی دیگر که، به یک ارتشی باسابقه رسید: محمدرضا قرایی آشتیانی. او پیش از وزارت جانشین رئیس ستاد کل نیروهای مسلح بود. صرف‌نظر از سالها حضورش در جنگ و مدیریت‌های ارتش،‌ سرکوب مردم کردستان با فرمان آیت‌الله خمینی هم از بخش‌های مهم کارنامه اوست.

روح‌الله خمینی سرکوب‌های اوایل انقلاب را بر عهده سپاهیان و ارتشیان می‌گذاشت، اما اعتقادی به باز شدن پای آن‌ها به سیاست نداشت. پس از مرگ او اما، با خواست جانشینش، سپاه آرام‌آرام بر نهادهای اصلی قدرت چنگ انداخت. حالا سپاه در پی کنترل نهادهای قدرت است، آن هم با تأیید و همراهی رهبر جمهوری اسلامی.

با این حال بزرگ‌ترین پیمانکار اقتصادی و عمرانی این روزهای ایران دیگر به در اختیار داشتن اقتصاد و امنیت هم راضی نیست، حتی نفوذ و حضور در ریاست مجلس هم برایش کفایت نمی‌کند؛ آن‌ها این بار قدرت اجرایی را می‌خواستند.

در ماه‌های منتهی به انتخابات ریاست‌جمهوری ۱۴۰۰ صف طولانی سپاهیان مشتاق برای ریاست‌جمهوری گمانه‌زنی‌ها درباره یک دولت تمام‌نظامی را بر سر زبان‌ها انداخت، یعنی روی کار آمدن آن‌چه سال‌هاست تحت عنوان «دولت در سایه» سایه‌اش روی سیاست ایران سنگینی می‌کرده است.

به‌غیر از آن‌ها که مسند وزرات نصیب‌شان شد، سپاهیان دیگری هم که در نقش نامزد پوششی به میدان آمده بودند سهم‌شان را از سفره انقلاب برداشتند. محسن رضایی، فرمانده پیشین سپاه که چهار دوره در انتخابات ریاست‌جمهوری ناکام ماند و به آرزویش نرسید، این بار نقش نامزد پوششی برای ابراهیم رئیسی را بازی کرد و به معاونت اقتصادی دولت رسید.

از سفره‌ای که ابراهیم رئیسی برای سپاهیان پهن کرده، سعید محمد هم بی‌نصیب نماند. فرمانده پیشین قرارگاه خاتم‌الانبیا که به‌خاطر تخلف از پستش کنار گذاشته شده بود، حالا دبیر مناطق آزاد ایران است؛ حیاط خلوتی برای پروژه‌های بزرگ اقتصادی.

محمد مخبر دزفولی هم که اکنون معاون اول ابراهیم رئیسی است، از مدیران بهداری سپاه پاسداران بود و سال‌ها بدون هیچ حساب و کتابی در ستاد اجرایی فرمان امام مشغول.

سهم مسعود میرکاظمی، از دیگر فرماندهان پیشین سپاه پاسداران، هم شد سازمان برنامه و بودجه.

در کنار وزرا و مجلس‌نشینان پاسدار، بسیاری از فرماندهان و اعضای سپاه و بسیج رخت رزم از تن درآورده و به میدان اجرا زده‌اند. آن‌ها که تا دیروز سردار بودند، از امروز شده‌اند فرماندار و استاندار؛ از خراسان رضوی گرفته تا بوشهر. اما گویا هنوز اول راه است.

سپاهیان در دولت محمود احمدی‌نژاد توانستند فاتح پروژه‌های کلان اقتصادی باشند اما با دولت حسن روحانی در تقابل بودند و چندان دل خوشی از او نداشتند. در نهایت یک دولت نظامی تشکیل شد با یک رئیس‌جمهور غیرنظامی؛ ایده‌ای کاربردی و عملگرایانه برای سپاه تا برسد به آن‌چه می‌خواهد.

شاید این پردهٔ آخر از سناریویی باشد که علی خامنه‌ای برای ایران نوشته است؛ حکومتی که هرچند نام جمهوری را یدک می‌کشد، هر سه قوه‌اش را سپاهیانی گوش‌به‌فرمان قبضه کرده‌اند.

---

دیدگاه کاربران

 گویا

اینها رای اکثریت مردم را ندارند و هم دولت رئیسی و هم مجلسشان فاقد مشروعیت است. به نظرم اتفاق خوبی هم هست زیرا هنوز عده ای فکر می کنند که این سپاهیها از دستشان کاری بر می آید. به زودی تمامی آنها خواهند دانست که این مفتخوران که اکنون همه پستها را قبضه نموده اند کاری از دستشان ساخته نیست و سید علی بیش از پیش رو سیاه و منفور می شود. البته ضرورتی ندارد که به آسیبهای بیشماری که به مردم ، فرهنگ ، اقتصاد ، محیط زیست ، آثار باستانی ، صنعت و ...... به سبب مدیریت این مفتخوران می خورد اشاره نمایم.

---

دولت رئیسی و وزرا، استانداران، فرمانداران و معاونان نظامی 

«عابدین خرم»، استاندار آذربایجان شرقی، با نواخته شدن پس گردنی به او توسط یکی از نیروهای سپاه پاسداران بیشتر مطرح شده است

دولت «ابراهیم رئيسی» بیشترین تعداد نظامیان را در میان دولت‌های قبلی جمهوری اسلامی در بین وزرای کابینه، معاونان و حتی استانداران و فرمانداران دارد. در این گزارش درباره نظامیان حاضر در دولت رئیسی نوشته‌ایم.

***

    یادداشتی از نویسنده  احسان مهرابی - ايران واير- دولت ابراهیم رئیسی و دولت دوم «محمود احمدی‌نژاد» تنها دولت‌هایی هستند که وزرای کشور آن‌ها از فرماندهان سپاه بوده‌اند. پیش از دولت احمدی‌نژاد وزرای کشور معمولا از بین روحانیون انتخاب می‌شدند و در این میان تنها «علی محمد بشارتی» در دولت دوم «اکبر هاشمی رفسنجانی» استثنا بود.

«احمد وحیدی»، وزیر کشور رئیسی اما به نسبت «محمد مصطفی نجار»، وزیر کشور محمود احمدی‌نژاد پیش از وزارت در داخل و خارج از کشور شناخته شده و از فرماندهان شاخص سپاه پاسداران بود؛ در حالی که مصطفی نجار پیش از وزارت شناخته شده نبود.

وحیدی اولین فرمانده نیروی قدس شعبه برون‌مرزی سپاه پاسداران انقلاب اسلامی متهم پرونده انفجار در مقر یهودیان آرژانتین و تحت تعقیب پلیس بین‌الملل (اینترپل) است.

دولت رئیسی همچنین بیشترین تعداد وزرا، استانداران، فرمانداران و معاونان نظامی را دارد. در دولت‌های محمود احمدی‌نژاد و «حسن روحانی» تعدادی از وزرا امنیتی بودند؛ اما در دولت رئیسی تعداد وزرای نظامی بیش از وزرای امنیتی است و در این میان مسعود میرکاظمی، معاون سابق وزیر اطلاعات و رییس سازمان برنامه و بودجه در دولت رئیسی، در دولت احمدی‌نژاد نیز حضور داشته است.

آخرین سوابق نظامی «محسن رضایی»، معاون اقتصادی رییس‌جمهور و «عزت‌الله ضرغامی»، وزیر میراث فرهنگی مربوط به دهه ۱۳۷۰ است، اما «رستم قاسمی»، وزیر راه و شهرسازی پس از وزارت نفت در دولت محمود احمدی‌نژاد، معاون اقتصادی نیروی قدس سپاه پاسداران شده بود.

محسن رضایی در سال ۱۳۷۶ از فرماندهی کل سپاه پاسداران استعفا داد و از آن سال دبیر مجمع تشخیص مصلحت نظام بوده است. عزت‌الله ضرغامی هر چند در دولت دوم هاشمی رفسنجانی معاون وزیر ارشاد بود؛ اما در دولت خاتمی معاون پارلمانی وزارت دفاع شد و سپس به صداوسیما رفت.

«سعید محمد»، مشاور رئیسی در امور مناطق آزاد نیز پیش از استعفا برای انتخابات ریاست‌جمهوری فرمانده قرارگاه خاتم‌الانبیای سپاه پاسداران بود. احمد وحیدی نیز پیش از وزارت کشور، رییس مرکز تحقیقات راهبردی دفاعی، رییس دانشگاه عالی دفاع ملی و در دولت دوم محمود احمدی‌نژاد وزیر دفاع بود.

«محمد اسلامی»، رییس جدید سازمان انرژی اتمی، نیز از دهه ۱۳۶۰ تا پیش از انتصاب به عنوان استاندار مازندران در سال ۱۳۹۶ سمت‌های نظامی داشته و حدود ۲۰ سال معاون وزیر دفاع بوده است. «محمد دهقان»، معاون حقوقی رئیسی نیز از فرماندهان بسیج دانشجویی بوده است.

دولت ابراهیم رئیسی هم وزیر کشور نظامی دارد و هم بیشترین استانداران نظامی را. در آخرین مورد، «غلامعلی حیدری»، فرمانده پیشین سپاه پاسداران در اصفهان و چهارمحال و بختیاری، معاون بسیج و معاون سازمان پدافند غیرعامل به عنوان استاندار چهارمحال و بختیاری منصوب شد.

در میان استانداران نظامی «عابدین خرم»، استاندار آذربایجان شرقی، با نواخته شدن پس گردنی به او توسط یکی از نیروهای سپاه پاسداران بیشتر مطرح شده است.

او از جمله ۴۸ نظامی جمهوری اسلامی بود که سال ۱۳۹۱ حدود پنج ماه در اسارت «ارتش آزاد سوریه» بودند و با میانجی‌گری ترکیه آزاد شدند و دولت «بشار اسد» در قبال آزادی آنان، دو هزار غیرنظامی مظنون به همکاری با شورشیان را آزاد کرد. «احمدرضا علی بیگی»، استاندار آذربایجان شرقی در دولت محمود احمدی‌نژاد، نیز پیش از استانداری فرمانده نیروی انتظامی در این استان بود.

«یعقوبعلی نظری»، فرمانده سپاه استان خراسان رضوی و «محمدتقی شاهچراغی»، فرمانده سپاه استان قم، نیز به عنوان استانداران این دو استان انتخاب شدند.

«مهدی دوستی»، استاندار هرمزگان نیز از مدیران قرارگاه خاتم‌الانبیای سپاه پاسداران بوده است.

«احمد محمدی‌زاده»، استاندار بوشهر نیز پیش از این فرمانده منطقه دوم نیروی دریایی سپاه پاسداران و همچنین ریاست گروه مدیریت و فرماندهی مرکز راهبردی سپاه پاسداران بوده است.

«مجتبی عبداللهی»، استاندار البرز، هم در دوره‌ای مدیر حوزه ریاست و هیات مدیره بنیاد تعاون سپاه بوده و پس از آن به شهرداری منتقل شده است. در این میان برخی از استانداران از جمله «حسن بهرام‌نیا» نیز سابقه فرماندهی کوتاه مدت در دوره جنگ را داشته‌اند؛ اما از فرماندهان ارشد نبوده‌اند.

در بین نامزدهای دیگر استانداری‌ها نیز نام بیش از ۳۰ فرمانده سابق سپاه پاسداران دیده می‌شود. درباره برخی از استان‌ها از جمله تهران و قزوین نیز نام برخی از فرماندهان سپاه به عنوان گزینه استانداری مطرح شده بود، اما در نهایت آنان به این سمت انتخاب نشدند.

با این حال «محمدباقر خرمشاد»، معاون سیاسی وزارت کشور گفته که وزارت کشور تلاش کرده است تا کمتر از انگشتان یک دست، استانداران از میان نظامیان باشند.

در این میان سخنانی نیز به نقل از وزیر کشور منتشر شد که گفته بود: «خواست اکثریت مردم انتخاب استاندار نظامی است که ما در مقابل بسیاری از این خواسته‌ها ایستادگی کرده‌ایم.»

روزنامه جمهوری اسلامی نیز در واکنش به این سخنان نوشت: «سردار وحیدی نگفته است این خواست مردم را چگونه متوجه شده؟ مهم‌تر اینکه اگر از مردم استان‌ها نام استاندار را بپرسند، نمی‌توانند جواب دهند. پس چگونه خواستار استاندار نظامی شده‌اند؟ و نکته آخر اینکه اگر هر قشری در حوزه مسئولیت خود فعالیت کند، آیا وضعیت کشور به مراتب از امروز بهتر نخواهد شد؟»

انتخاب فرمانداران نظامی برای شهرهای فعال در اعتراضات آبان

اتفاق دیگر در دولت ابراهیم رئیسی انتخاب فرمانداران نظامی برای برخی از شهرها است. از جمله سرهنگ «مجید درویشی» و سرهنگ «حسین حبیبی»، به عنوان فرمانداران ورامین و اسلامشهر منصوب شدند. درویشی سابقه فرماندهی ناحیه مقاومت بسیج حضرت ابوالفضل بهارستان تهران و حبیبی سابقه فرماندهی ناحیه مقاومت بسیج شهر قدس تهران را دارد.

انتصاب دو فرماندار نظامی برای شهرهای حاشیه استان تهران شاید از این جهت قابل توجه است که این شهرها در اعتراضات آبان ۱۳۹۸ شاهد بیشترین اعتراضات بودند.

در اصفهان «محمدرضا جان‌نثاری»، معاون سیاسی و امنیتی استاندار اصفهان، پیش از این فرماندهی سپاه ناحیه اصفهان را بر عهده داشته و «محمدعلی احمدی»، فرماندار جدید اصفهان، معاون فرهنگی سپاه صاحب‌الزمان اصفهان بوده است. همچنین «رضا قاسمیان»، معاون سیاسی استانداری اردبیل پیش از این معاونت سیاسی سپاه استان اردبیل را بر عهده داشته است.

«محمدعلی ابطحی»، معاون پارلمانی خاتمی، نیز انتخاب استانداران نظامی را در راستای نگاه امنیتی پس از اعتراضات دی ۹۶ و آبان ۹۸ دانسته است.

سعید حجاریان نیز گفته بود: «ترکیب استانداران را ببینید! بیشتر نظامی‌اند؛ گویی برای درگیری آماده می‌شوند، برای مواجهه با وقایع غیرمترقبه. منتظرند خبری بشود.»

مقامات نظامی در وزارتخانه‌ها

به‌جز وزرا و استانداران نظامی برخی از معاونان وزرا و مقامات ارشد وزارتخانه‌ها نیز از میان فرماندهان سپاه پاسداران انتخاب شده‌اند.

در این میان وزیر تعاون، کار و رفاه اجتماعی در حکمی سردار «علی‌حسین رعیتی‌فرد» را به عنوان معاون روابط کار این وزارتخانه منصوب کرد. او پیش از این، ریاست بسیج کارگری سپاه پاسداران انقلاب اسلامی (ریاست سازمان بسیج کارگران و کارخانجات ایران) را برعهده داشته است.

«محسن کاظمینی»، فرمانده پیشین سپاه تهران که نامش به عنوان گزینه‌های استانداری تهران مطرح شده بود، به عنوان قائم مقام وزیر جهاد کشاورزی در قرارگاه امنیت غذایی منصوب شد.

همچنین «حسن کاظمی قمی» از فرماندهان سپاه قدس و سفیر سابق ایران در عراق به عنوان نماینده ویژه جمهوری اسلامی ایران در امور افغانستان منصوب شده است.

دیدگاه کاربران

 گویا

صحبت حجاریان کاملا درست است و دولت رئیسی یا بهتر است بگویم دولت عروسک خیمه شب بازی خامنه ای، در حقیقت برای سرکوب گسترده ملت آماده می شود. بدون شک با وضعیت کنونی کشور شاهد اعتصابات گسترده تر از سوی

مردم به ستوه آمده خواهیم بود که متاسفانه وسیله دفاعی آنها در مقابل مزدوران رژیم تنها صدایشان است. همچنین خامنه ای می خواهد تا در مقابل تحریمهای بیشتر دولتهای خارجی مقاومت نماید و هر طور شده سلاح بازدارنده هسته

ای را بسازد تا خیالش از خارج از کشور نیز راحت شود. به ظن او داشتن سلاح هسته ای علاوه بر نیروی بازدارندگی برای غرب و شرق سبب برداشته شدن تحریمها و گشایش اقتصادی است. گویا که کره شمالی را نمی بیند که با داشتن

سلاحهای هسته ای مردمش با مشقت دست به گریبانند.

---

پناه بر «دروغ»

یدالله جوانی

زیتون: گفتن حرف‌های غلو شده، خلاف واقع و ادعاهای غیرقابل رد و اثبات، به الگوی رایج اظهار نظر در میان مقامات و رسانه‌های جمهوری اسلامی بدل شده است.

هفته نامه صبح صادق، ارگان معاونت سیاسی سپاه، در تازه‌ترین شماره خود و در ادامه موج اظهارنظرها درباره مهاجرت نخبگان، مدعی شده که «غربی‌ها با ایجاد فرصت زندگی بهتر از زندگی در ایران، علیه ما توطئه می‌کنند.»

به نوشته این هفته‌نامه «در طول سال‌های اخیر بخشی از مأموریت‌های سفارت‌های غربی»، «سناریوی مهاجرت نخبگان» است و «با ارائه مشوق‌هایی چون پیشنهاد شغل و درآمد مناسب، موقعیت‌های علمی مطلوب و … در مجموع ایجاد فرصت برای زندگی مطلوب‌تری از آن‌چه در ایران هست» این هدف را دنبال کرده‌اند. نویسنده این یادداشت در ادامه نوشته است که «عناصری» با تیره و تار نشان دادن آینده کشور، دل جوانان را خالی کرده و شعار «ما می‌توانیم» را بی‌اعتبار دانسته و با القای بی‌هویتی، فکر و ذهن نخبگان این سرزمین را به وعده‌های دروغینی راهنمایی می‌کنند که حاصل آن تقویت اردوگاه دشمن خواهد بود.»

در راستای اظهارات این‌چنینی یدالله جوانی، معاون سیاسی سپاه پاسداران هم روز گذشته گفت: «دشمنان به این نتیجه رسیده‌اند که اگر تا سال ۲۰۲۵ نتوانند بر ما مسلط شوند دیگر هرگز نمی‌توانند ایران را مهار کنند».

حسین سلامی، فرمانده‌کل سپاه پاسداران هم روز گذشته بازار اظهارات اینچنینی را گرمتر کرده و گفت: «این ایران است که آمریکا را مدیریت می‌کند».

در این میان علی جدی، عضو کمیسیون صنایع مجلس هم در پاسخ به این سوال که آیا کشور توان صادرات قطعه و خودرو دارد که بتواند در مقابل خودروی خارجی وارد کند، مدعی شد: «در حال حاضر میلیارد‌ها دلار صادرات داریم و قطعه سازان داخلی به برند‌های خارجی و اروپایی صادرات انجام می‌دهند؛ حتی برخی از شرکت‌های بخش خصوصی در حوزه قطعه‌سازی و نیرو محرکه به کشور آلمان و شرکت‌هایی همچون «بنز» و «بی‌ام و» صادرات انجام می‌دهند.»

چرا این خبر مهم است؟

مقامات جمهوری اسلامی از عالی‌ترین تا دون پایه‌ترین‌ها در خصوص مسائل مختلف از نابودی اسرائیل تا افزایش توان نظامی و علمی جمهوری اسلامی و نقشه‌های «دشمنان» برای نابودی ایران پا را از مرزهای «گفتار درمانی» و بازی با کلمات برای ایجاد جو روانی در مقابل «دشمنان» و اطمینان دادن به «دوستان» فراتر گذاشته و بی‌توجه به وضعیت و توان جمهوری اسلامی به «لاف»های گزاف و اظهاراتی به وضوح نادرست متوسل شده‌اند.

برخی ادعاهای سال‌های اخیر مقامات جمهوری اسلامی در حدی شاذ است که نه فقط برای افرادی که دسترسی به جریان آزاد اطلاعات دارند، که برای هر فردی با اندک دانش عمومی و قدرت تشخیص نیز غیر قابل باور است. سوال اما اینجاست که این سخنان که به سرعت دستمایه شوخی و طنز کاربران در کوچه و خیابان‌ها و شبکه‌های اجتماعی می‌شود، چرا اساسا به زبان می‌آید؟

یعنی مقامات نظامی و حکومتی که بیش از چهل سال است توانسته‌اند به هر قیمت حکومتشان را بر کشوری چون ایران حفظ کنند، از بدیهیات و واقعیات به حدی دور هستند که به سادگی چنین سخنان خلاف واقعی را بر زبان می‌آورند و به آن باور هم دارند؟

پاسخ این سوال را باید در جامعه هدف این سخنان جست. سال‌هاست مقامات جمهوری اسلامی دریافته‌اند که نه بر اکثریت و نه حتی بر بخش قابل توجهی از شهروندان ایران، که تنها بر بخش کوچکی از مردم نفوذ دارند و برای آنان باورپذیرند. همان‌هایی که «مردم همیشه در صحنه خوانده می‌شوند.» این بخش کوچک همان‌هایی هستند که چشم و گوش بسته آنچه را که از تریبون‌های رسمی گفته می‌شود، باور می‌کنند. در مصر باستان، کاهنان معبد آمون بین مردم جا انداخته بودند که آنچه به کتابت در می‌آید حتما درست است. گروه هوادارانِ تا پای جان جمهوری اسلامی نیز برداشت مشابهی نسبت به سخنانی دارند که از تریبون‌های رسمی اعلام می‌شود. حتی اگر خلاف آن را در زندگی روزمره خود با گوشت و پوست لمس کنند.

از همین روست که حسین سلامی، فرمانده‌کل سپاه پاسداران، در شرایطی که کارد گرانی به استخوان مردم رسیده مدعی می‌شود «این ایران است که آمریکا را مدیریت می‌کند» و ادامه می‌دهد: «اکنون فاصله قدرت نظامی آمریکا با ما کم شده است.»

مخاطب این سخنان اتفاقا افرادی هستند که جمهوری اسلامی امیدوار است در حالی که به سختی می‌توانند چرخ زندگی خود را بچرخانند٬ نان خالی بخورند و شکر به جا بیاورند که توانستند آمریکای ابرقدرت را «مدیریت» کنند.

کمی عمیق‌تر؛ از بلوف تا تحمیق

حسین سلامی در اظهارات روز گذشته خود همچنین مدعی شد: «ما مشکلات اقتصادی داریم، اما این مشکلات در آمریکا هم وجود دارد.»

او بدون اشاره به مشکلات گوناگون اقتصادی و معیشتی ادامه داد:‌ «اساس جنگ دشمن از لحظه تولد انقلاب تاکنون جلوگیری از شکل‌گیری یک مدل موفق بر اساس اندیشه اسلامی بوده است چون می‌دانند این مدل قابلیت تکرار دارد.»

فرمانده‌کل سپاه پاسداران بدون توجه به بروز تجمعات گسترده در ایران در اعتراض به وضعیت نابسامان اقتصادی، با تاکید بر اینکه «آمریکا بیش از ۴۰ میلیون کارتن خواب دارد و ۵۰ میلیون گرسنه»، گفت «ما هم مشکلاتی داریم» و اضافه کرد: «اما کشور در حال ساخته شدن است.»

یدالله جوانی، معاون سیاسی سپاه، نیز بدون اشاره به مشخصات دقیق «دشمنان» مدعی شد که آن‌ها «می‌گویند اگر تا سال ۲۰۲۵ نتوانند بر ما مسلط شوند، دیگر هرگز نخواهند توانست ایران را مهار کنند.» او اما مشخص نکرد آیا شرایط فعلی که در آن حتی فروش نفت ایران و دریافت پول آن به دلایل شرایط تحریمی ممکن نیست، به معنی تسلط «دشمنان» بر ایران نیست؟ البته ممکن است این اظهار نظر معاون سیاسی سپاه تهدید ضمنی جامعه جهانی برای دستیابی ایران به سلاح اتمی تا ۴ سال آینده باشد.

اما این اظهارات محدود به مقامات نظامی نمی‌شود. ابراهیم رئیسی، رییس جمهوری، نیز با بیان اینکه هر روز که از عمر دولت می‌گذرد به پیشرفت کشور امیدوارتر می‌شوم، گفت: «یقین دارم که گشایش‌های جدی در مسایل مختلف ایجاد خواهد شد و امروز دشمنان به خوبی متوجه شدند که ایران در موضع اقتدار ایستاده است.»

حیدر مصلحی، وزیر سابق اطلاعات هم ادعا کرده بود: «یک متفکر انگلیسی می‌گوید اگر شیر خفته تمدن اسلامی بیدار شود، غرب روزگار سختی خواهد داشت.» او ادامه داده است: «جمهوری اسلامی همان شیر خفته تمدن اسلامی است که امروز بیدار شده و در حال در هم پیچیدن طومار کشورهای غربی است.

اظهارات آیت‌الله خامنه‌ای درباره نابودی اسراییل را اما می‌توان به وضوح سرآمد همه این ادعاها دانست. خامنه‌ای دو ماه بعد از توافق هسته‌ای، برجام، در یک سخنرانی در شهریور ۱۳۹۴ گفت: «برخی صهیونیست‌ها گفته‌اند با توجه به نتایج مذاکرات هسته ای، ۲۵ سال از دغدغه ایران آسوده شده‌ایم، اما ما به آنها می‌گوییم شما ۲۵ سال آینده را، اصولاً نخواهید دید و به فضل الهی، چیزی به نام رژیم صهیونیستی در منطقه وجود نخواهد داشت.». باورمندان رهبر در سال‌های ابتدایی بعد از این ادعا در میادین شهرهای تهران و مشهد روزشمارهای نابودی اسرائیل نصب کردند، اما بعد از مدتی در سکوت تابلوها را جمع کردند و یکی دو سال بعد، جواد ظریف وزیر امور خارجه وقت جمهوری اسلامی اصل بیان چنین حرفی را تکذیب کرد.

مقامات جمهوری اسلامی از مرحله وعده دادن عبور کرده و حالا بشارت موفقیت می‌دهند تا از یک سو جامعه هدف خود را راضی نگه دارند و از سوی دیگر توجهی برای کمبودها و کاستی‌ها و ناکارمدی‌ها داشته باشند.

در بین سطور این سخنان مقامات نظام این مستتر است که اگر کمبودی هست، که هست، باید آن را به پیشرفت‌ در حوزه‌های دیگر بخشید. اگر آب نیست، به جان به گفته حسین سلامی جمهوری اسلامی توانسته است اقتصاد لبنان را نجات دهد. اگر کار نیست، به جای آن آمریکا را اداره می‌کنیم؛ اگر با لجبازی و به دلیل رانت و فساد اقتصادی جلوی ورود واکسن کرونا را می‌گیریم و موجب کشتار گسترده می‌شویم، به جای آن مستعان می‌سازیم. این حلوا حلوا کردن‌ها اما مشخص نیست تا کی دهان هواداران نظام را هم شیرین نگاه خواهد داشت…

 دیدگاه کاربران

مسعود

این کثافتها فقط منتظرهستن چه زمانی صاحب بمب اتم میشوند.نه ایران نه ایرانی برای این جنایتکاران مهم نیستن.

 خرمگس

پناه بر کشتار مردم ایران با اسلحه خریداری شده با استخدام مزدور لبنانی عراقی از پول نفت مردم ایران با کمک شیاطین بی دین و مذهب ملبس به عبا در حوزه‌های مختلف اسلامی

  دروغ های که جمع نمیشوند

این بدبختها با شروع ج.ا.؛ با دروغ هرروز عرصه خود و ملت را تنگ تر کردند. حماقت اسلام و رهبران شیادش امروز آنقدر لجن شده که این بدبختها حتی توان مخچه ای شان مضحک وار محدود شده و هر دروغی را ول میدهند در تمام ابعاد در تضادند. اینها برای خودشان دکترا؛ حوزه علمیه دست پا کردند با علم برآن که اسلام ناتوان از درک علم است مثل فردی که معیوبیت مغزی دا رد.

        این گزار شها در  حال  تکمیل شدن است 

        خبر گزاری مردانی نیوز  

         بیشتر بخوانید مطالب مرتبط  در  این ضمیمه از

 در رژیم توتالیتر،”:حکومت ملاها” امیر طاهری - جمهوری اسلامی، گرگ تنهای جهان اسلام

 در رژیم توتالیتر،”:حکومت ملاها” #نه_به_جمهوری_اسلامی " دیدگاه نویسندگان برون مرز : جنون و تماشا؛" چرا رژیم از شبکه‌های اجتماعی می‌ترسد؟"حاصل یک سال‌ و‌ نیم فعالیت مجلس انقلابی؛ حاشیه و جنجال در زندگی مردم "رئیسی و دستوراتش؛ فساد مالی در حوزه دفاعی و امنیت

خبرنامه خبرگزاری مردانی نیوز

به زبانهای دیگر

English French German Italian Portuguese Russian Spanish
شما اینجا هستید: خانه مقاله ها در رژیم توتالیتر،”:حکومت ملاها” #نه_به_جمهوری_اسلامی " دیدگاه نویسندگان برون مرز : جنون و تماشا؛" پناه بر «دروغ» حکومت خویشاوندان؛ حلقه هزار فامیل در جمهوری اسلامی§ پاسخ به معترضان بی‌آبی؛ اصفهان شهرکرد "سپاه و «فتح سنگر به سنگر» نهادهای قدرت و ثروت